الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

22

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و ( ذا ) به منزلهء اسم واحد است ، و يا ( ذا ) به منزلهء ( الذى ) و مفعول كلمهء ( ترى ) ، ( ها ) محذوف از ( صله ) مىباشد و در اين صورت ( ترى ) به معنى رأى و نظر بوده نه اين كه به معنى ادراك محسوس باشد چنان كه گفته مىشود ( فلانى به نظر و رأى « ابو حنيفه » رأى مىدهد ) . و چون ( ذا ) به معنى ( الذى ) باشد مقصود چنين مىشود ( چه چيز را رأى مىدهى ) ، پس ( ما ) در محل مبتداء و ( الذى ) در محل خبر و معنى اين چنين است ( چه نظر مىگيرى در بارهء آن چه كه به تو گفتم آيا تسليم شده و قبول مىكنى و يا راه ديگرى را انتخاب مىكنى ) . اسلما - يعنى تفويض و واگذار نموده و اطاعت كردند . ولى اگر كلمهء فوق را به صورت ( سلّما ) با تشديد و بدون الف بخوانيم اين كلمه از ( تسليم ) بوده مقصود اين است كه آنان خويشتن را تسليم امر پروردگار كردند و مخالفت او را ننمودند به اين كه « ابراهيم » آمادهء ذبح و « اسماعيل » آمادهء صبر شد . شرح لغات : تل - اين كلمه به معنى ( افكندن به زمين است ) و ( تل ) از خاك نيز از اين باب بوده و جمع آن ( تلول ) است و ( تليل ) به معنى ( گردن ) است زيرا به زمين افكنده مىشود . جبين - اين كلمه به دو طرف پيشانى اطلاق مىشود ، پس در هر صورتى دو ( جبين ) وجود دارد . ذبح - اين كلمه به كسر ( ذال ) به معنى آماده شده براى ذبح را گويند . و به فتح ( ذال ) مصدر مىباشد اعراب : لمّا - در جواب ( لمّا ) اختلاف است برخى گفته‌اند جواب آن عبارت است از ( فازا و ظفرا بما ارادا ) كه تقدير چنين مىشود ( فلما اسلما و تله للجبين و ناديناه فازا و ظفرا بما ارادا ) و برخى گفته كه جواب ( لمّا ) لفظ ( ناديناه ) بوده